
وای به حال من آخر عمر منو تنها گذاشت
موقع رفتن یه کم دلهره داشت نه به خاطر جدایی
از این می ترسید که نکنه دیر برسه پیش یار جدیدش
اخرم تیرش تو چشمای من هدف گرفت آخرم زهرش تو
رگهام جریان گرفت اخرم داغشو تو دلم گذاشت و رفت
اخرم حسرت یه روز خوش تو زندگیم گذاشت و رفت
اخرم با یه غریبه دیدمش البته نه واسه اون واسه من
غریبه بود واسه اون یه یار تازه بود از وقتی رفت همه به
من میکن چته چرا همش کنج خونه ای چرا مثل دیونه ها
سر در گمی اونا از حال و روز من بی خبرن نمیدونن که تو
رفتی و من اینجا در به درم همه میگن اون تو رو گذاشت و
رفت همه میگن خودمون دیدیم با چشامون همه میگن تو
موندی اونا چرت و پرت میگن بزار بکن