انقدررنجی که دنیا بر دل ما میکند
بردل هر کس کند او ترک دنیا میکند
با خودم گویم که فردا ترک این دنیا کنم
باز که فردا میرسد امروز فردا میکنم
غروب عشق

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام
من بنای ارزوها را زهم پاشیده ام
انچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام
در دل خود من به عشق پوچ تو خند یده ام
دربه در

تواهنگ سفر کردی ورفتی مرا بی تاب وتب کردی ورفتی
نپرسیدی زحال و روزگارم دلم را دربه در کردی ورفتی