عزیز چه جور دلت اومد بری و تنهام بزاری
اخه مگه حرفی زدم زخم و زبونی من زدم
اره همش بهونه بود مسئله یار دیگه بود
دلت هوائی شده بود کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو
الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نزاری
که مثل من اسیر بشه اواره از خونه بشه
منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم
قلبم وسنگیش کنم و عشقتو خاکستر کنم
اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی
بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه